تبليغاتX
صفای دل

میلاد هشتمین امام،

                 هفتمین قبله

                  و دهمین کشتی نجات

                      آقا امام رضا (ع) بر شما مبارکباد.

 

السلام ای حضرت سلطان عشق

یا علی موسی الرضا ای جان عشق

السلام ای بهر عاشق سرنوشت

السلام ای تربتت باغ بهشت

ولادت باسعادت سلطان،

امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان، 

                                      حضرت رضا-ع مبارک

بر روی رضـا شمـس امامت صلـوات

بر شافع ما روز قیامـت صـلوات

در شـام ولادتـش که شادنـد همـه

بفرست بر این روح کرامت صلوات صلوات

مرا طلای گنبد تو بی قرار می‌کند کسی مرا به دوش ابرها سوار می‌کند خیال می‌کند که دیدن تو قسمتش شده همین کسی که دارد از خودش فرار می‌کند

از عرش سلام سرمدی آوردند ..... آیینه ی حُسن سرمدی آوردند

با آمدن رضا(ع) از باغ بهشت ..... یک دسته گل محمدی آوردند

با نگاهت چون کبوتر کن، مرا

تا بگیرم اوج، خوشحال و رها

هر چند حال و روز زمین و زمان بد است

یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است

حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای

آنجا برای عشق شروعی مجدد است

------ ***عشق یعنی اشک توبه در قنوت،

خواندنش با نام غفار الذنوب

عشق یعنی چشمها هم در رکوع،

شرمگین از نام ستار العیوب

عشق یعنی سر سجود و دل سجود،

ذکر یارب یارب از عمق وجود

***هرکجاسلطان بود دورش سپاه و لشکر است،

پس چرا سلطان خوبان بی سپاه و لشکر است

با خبر باشید چشم انتظاران ظهور،

بهترین سلطان عالم از همه تنها تر است

***بلیط ماندن است مانده روی دستهای من

در این همه مسافر حرم نبود جای من؟

رفیق عازم سفر، فقط «سلام» را ببر

سفارش مریض حضرت امام را ببر

****گفتی که بلا بلا بلا ، گفتم چشم ،

از روز الست با رضا گفتم چشم

من آمده ام تا به ولایت برسم،

گفتی انا من شروطها گفتم چشم

***نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند مردم صدای آمدنت را شنیده اند زیباتر از همیشه شده آستان تو آقا! چقدر ریسه برایت کشیده اند------

***ای پسر فاطمه، نور هدی

سبزترین باغ بهار خدا

با تو دل از غصه رها می شود

پاکتر از آینه ها می شود

ای گل گلزار خدا، یا رضا

آینه ی قبله نما یا رضا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 15:46  توسط فرشته اعظمی  | 

جملات کوتاه از بزرگان :

پاسگال :

        هیچ چیز جز عقید ه ی به خدا سوزدرون وتشنگی روح مارا فرو نمی نشاند .

داروین:

         محا ل است که عقل رشد یافته بادیدن این نظام وهماهنگی شگرف بگوید دنیا خدا ندارد .

انیشتن :

           در عالم مجهول نیروی عقل وقادری وجود دارد که جها  ن گواه اوست .

ونسان ونگوک :

           من هرروز بیش از پیش اعتقاد پیدا میکنیم که خدا نباید در این جهان مور دقضاوت قرار گیرد .

نیچه :

          اگرنتوانیم شکوه رادر خدا بیابیم ، آنرا در هیچ جای دیگر نخواهیم یافت .

ویکتور هوگو :

             یک پرنده ی کوچک که زیر برگ ها نغمه سرایی میکند برا ی اثبات وجود خدا کافی است .

لابولا :

            خدایا !چقدر محبوب وعزیزی تو به ما حیات دادی که بهترین نعمت هاست .

ولتر :

             همه موجودات فریاد میکنند که خدا وجود دارد .

جان اسگاف اریحن :

             در همه چیز خدا وند راببینید زیرا همه چیز در او صاف او صادر میشود وبه  سوی اوباز میگردد .

خواجه عبدالله انصاری :

             بهترین نعمت ها  ونیکوترین لذت ها حیات است وحیاتیکه بی خدا صرف  شود ممات است .

           آنچه از قدرت وعظمت لایتناهی خدا درک کرده ایم مانند قطره ای  در مقابل اقیانوس هاست ووقتی باهمان فهم ناچیز خود به تفکر می پردازیم در مقابل آن همه عظمت سر به سجده می نهیم وخالق را ستایش میکنیم .

لوزیل :

        برای یک  فلسفه عالی شایسته است همه نیروها را صادر از نیروی ازلی وابدی وواجب الوجود بدانیم که آن نیروی ازلی مصدر هرحرکت ومرکز هر عملی است .

                 

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آبان1388ساعت 23:44  توسط فرشته اعظمی  | 
یا مولا !

تا کجای عمر باید هر شب در انتظار تو ستاره بشماریم٬ تا کدام روز و ماه باید مسافر دنیای غفلتها باشیم ٬

بیا ٬ که سقف آسمان زندگیمان را ابر جهل و فساد پوشاند !بیا٬ که زمین تشنه باران است ! بیا ٬ که جگرهایمان را فراق ٬ رتگ سرخش را باخته است ٬ بیا از درون سوخته ایم ٬ مولا بیا ای مرهم دلهای خسته !

نمی دانم قلم سنگی برای دوری تو چه می نویسد ٬ ولی همین را می دانم که او نیز هجاهای نام تو را دوت دارد و بی معطلی می نگارد . بیا ٬ که قلب شیشه ای انتظارمان در هر بار ترکی برمی دارد و صبرمان را خزان به یغما می برد .

بلندای پرواز خورشید را که می بینم این سوال در ذهنم می روید ٬ که آشیانه خورشید کجاست؟

کبوتران سپیدبال که نشانه های آرامش آسمانند ٬ شبانگاهان در آغوش مهربان لانه ها ٬ اندام جان را در بستر آرامش می نهند٬ عقابها که سلاطین آسمانند در یورش تاریکیها دل به سکوت می سپارند و در دل کوهساران تمنای دستان پر محبت شب را دارند اما خورشید آشیانه اش کجاست؟

در کدامین بستر مهربانی ٬ دل پر خروشش به آرامش می نشیند؟

یک روز با خورشید همسفر شدم . دانستم که غروبش افسانه ای بیش نیست و مغرب و مشرق ٬ جز خطوط خیالی نیستند .  خورشید هرگز غروب نمی کنم ٬ خورشید معنای روشن طلوع است . اما آشیانه خورشید را یافتم ٬ دل مردی چون مهدی (ع)!!! این دل شماست ٬ که معبد خورشید است و این دل شماست که حلقه اتصال چشمه خورشید با نور پاکی و طراوت است .  اگر روزنه ای در دل تو بگشایم ٬ خواهم دید که هزاران خورشید در آن سر به سجاده نورانیت گذارده اند و هر خورشید به گونه ای اشعه رحمت و برکت را به هر سو می پراکند.

آری !

می شناسمت ٬ سالهاست که همتای تو را ندیده ام ٬ من موجودی هستم که از فرسنگها عقب تر آمده ام و چون به تو رسیده ام همراهت شده ام . پا به پای تو می آیم .

 تو را می شناسم.....

به نقل از وبلاگ خورشید هدایت

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 مهر1388ساعت 1:6  توسط فرشته اعظمی  | 
                    آینـــــــــده این انقلاب

              *****************************

مستفاداز احادیث حضرت رسول اکرم (ص) وامام باقر (ع) وامام صادق (ع) وامام کاظم (ع) از کتا بهای بحارالانوار جلد 60 باب 36 صفحه 213 – 216-حدیث 22و23و27 وکتاب فی انتظار الامام صفحه 145 احادیث قیام دولت قبل الامام حدیث 1و2 نقل از غیبت نعمانی صفحه 273 وکتاب المهدی الموعود المنتظر باب 24.

                              اینک متن ترجمه احادیث :

مردی بزرگ از قم قیام میکند ومردم رابه سوی حق دعوت میکند وافراد شجاعی که مانند کوه محکم واز جنگ هراسی نداشته وتوکلشان تنهابرخداست اورا یاری میکنند ودر حالیکه باآنها پرچمهای سیاهی است از دولت جابر زمان اجرای قوانین اسلامی را طلب میکنند واونمی پذیرد وباز طلب میکنند نمی پذیرد  او

نمی پذیرد دراینحال اسلحه به دوش گرفته بادشمن اسلام جنگ کرده ، کشته نیز میدهند وکسانیکه در اینرا کشته می شوند شهیدان راه خدایند وخداوند متعال

آنهارایاری میکند . لذا دشمن دین عقب نشینی کرده واجرای حق را می پذیرد ولی آنها قبول نمی کنندودیکتاتورزمان را کنار زده خودشان قوانین حقه اسلامی را اجرا میکنند ،کوفه یا نجف از علم ومومنین خالی شده قم مرکز علم وفضل میشود وبه  کلیه اهل زمین در مشرق ومغرب از جن وانس صدای آن میرسد حتی به زنان پرده نشین بطوریکه در زمین احدی نمی ماند مگر اینکه حقانیت اسلام وتشییع از قم براو ثابت شده ، پس خد اوند تعالی برکلیه اهل زمین حجت را تمام می کند که شخص بی اطلاع از حقانیت اسلام پیدا نمیشود، وبلا را ا ز قم دور

می کند وهیچ ستمگری به قم قصد سویی نمی کند مگرآنکه اورا هلاک خواهد فرمود، استعماراگران وجباران زمین قم را فراموش میکنند چنانچه خدارا فراموش میکنند واین در زمان غیبت قائم ما اهلبیت علیهم السلام ودر نزدیک ظهور آن حضرت میباشد وآنها جانشینان امام زمان (ع)هستند درپیش از ظهور وحکومت آنهاادامه دارد تا وقت ظهور واین دولت اسلامی را به کسی واگذار نمیکنند مگر به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه ، آنحضرت به امر خداوند متعال از کسانیکه در زمین ازحکومت حقه قم سرپیچی کرده اند بااینکه حقانیت آنرا فهمیده بودند انتقام نمی گیرد زیرا خداوند از کسی انتقام نمیگیرد مگر پس از اتمام حجت براو .

 

                     اللهم عجل لولیک الفرج 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 20:27  توسط فرشته اعظمی  | 
سلام

نمیدانم که ما تاچه حد به ارتباط ارواح با دنیای کنونی ما اعتقاد داریم لطفا به ماجرای درخت زردآلو در این و بلاگ که در ماه شهریور  نوشته شده مراجعه کنید این قسمت دنباله   همان مطلب است که  میخوام براتون توضیح بدم .

وآن اینکه  یک شب پدرم که سال قبل فوت کرده به خوابم آمد وگفت مبلغ ۵۰۰۰ تومان بهم بده پول پیشم نیست گفتم :" برای چه است "گفت :"مگر ندید ی درخت زردآلوی حیاط خشک شده میخوام براش سم بخرم "منم پول رادادم ووقتی صبح بیدار شدم درخت رانگاه کردم دیدم دقیقا دوشاخه اش خشک شده وقتی رفتم برای درخت زرد الو سم بخرم دقیقا مبلغش ۵۰۰۰ تومان شد که پدرم از من خواسته بود. .واین مطلب به خوبی نشان میدهد  دوستان آنهااز کل زندگی ما مطلع هستند.

 دوستم هم امروزدر قبرستان دیدم که صمیمی ترین دوستش دوسال پیش فوت کرد گفت یک روز سرخاک آمدم اما چون خیلی عجله داشتم بدون اینکه قرآن بخوانم با عجله رفتم وفقط به فاتحه اکتفا کردم اما شب دوستم به خوابم آمد و.کلی ناراحت شد وگفت امروز چرا اینقدر باعجله رفتی تو نمیدانی من هرپنجشنبه اینجا می نشینم ومنتظر میشم تا تو بیای اما امروز چرا اینقدر عجله داشتی وزود رفتی . واین مطلب هم به خوبی نشان میده که آنها منتظر ما هستند که به دیدارشان بریم وخیراتی بکنیم وفاتحه ای بفرستیم .

ویایکی از دوستانم هم گفت هرپنجشنبه که سرخاک میرفتم برا ی مادرم خیرات سرقبرش میگذاشتم یک هفته نتوانستم ودست خالی رفتم شب به خوابم آمد وگفت امروز چرا دست خالی آمدی وچیزی نیاوردی.

      دوستان به خدا  مرگ حقه ومردگان از تک تک کارهای ما خبر دارند پس بیایید قیامتمانرا به جهانمان نفروشیم ترابه خدا یادی از قیامت هم بکنید .وتازنده ایم قدر همدیگررابدانیم که فردا ممکنه خیلی دیر بشه .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 20:8  توسط فرشته اعظمی  | 
شهادت جا نسوز فخر عالم اسلام

 بنیانگذار شیعه اثنی عشری

حضرت امام جعفر صادق(ع)

 بر محبان آن امام همام

                                       تسلیت باد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 19:59  توسط فرشته اعظمی  | 

شفاي مجروح ومعلول مغزي
 

 

پدرِ كودك 5 ساله مي‌گويد:
« در اثر تصادف با اتومبيل، پسرم از دست، پا و جمجمه مجروح شد. سه سال در بيمارستان فيروزگر و بيمارستان حضرت فاطمه (س) در تهران تحت درمان بود. بعد از بهبودي سر پسرم، پزشكان نظر دادند كه او 60% نقص عضو دارد؛ 30% مقاومت جمجمه در برابر عفونت و ضربات عفوني احتمالي ايجاد شده، از دست رفته است؛ 10% هم در راه‌ رفتن مشكل خواهد داشت و 20% قواي عقلي او از بين رفته است كه در اين موارد از دست كسي هيچ كاري ساخته نيست و شما هم به دكترها مراجعه نكنيد، چون سودي ندارد.
من به خدا و ائمه‌ي اطهار (ع) متوسّل شدم. در ايامي كه فرزندم سالم بود، هر شب چهارشنبه و جمعه با هم به زيارت مي‌آمديم. او را شب پنج‌شنبه كه خلوت بود، به مسجد جمكران آوردم تا شايد لطف خدا و آقا امام زمان (عج) شامل حال ما بشود.
من و پسرم به مسجد كنار منبر رفتيم و من مشغول نماز خواندن شدم. ساعت 10 شب يك نفر كه گويي از شهرستان آمده بود، غذا آورد و رفت. عده‌اي ساعت 40/10 دقيقه به مسجد مشرف شدند و بالاي سر پسرم دعا خواندند.
تقريباً بعد از پانزده دقيقه كه گذشت، ديدم كه پسرم از جا پريد و خود را در بغل من انداخت و گفت: " بابا من خوب شدم. " »

+ نوشته شده در  شنبه 18 مهر1388ساعت 18:53  توسط فرشته اعظمی  | 
دستمال کاغذی به اشک گفت : قطره قطره ات طلاست

 یک کم از طلای خودرا حراج میکنی ؟

عاشقم بامن ازدواج میکنی؟

 اشک گفت : ازدواج اشک ودستمال کاغذی

 توچقدر ساده ای خوش خیال کاغذی

 توی ازدواج تو مچاله میشوی

 چر ک میشوی

 وتکه ای زباله میشوی

 پس برو وبی خیال باش عاشقی کجاست

تو فقط دستمال با ش

 دستمال کاغذی دلش شکست

گوشه  ای کنار جعبه اش نشست

گریه کردو  گریه کرد وگریه کرد

 در تن سفید ونازکش دوید خون درد

 آخرش دستمال کاغذی مچاله شد

مل تکه ای زباله شداو

  ولی شبیه دیگران نشد

چرک وزشت مثل این وآن نشد

 رفت اگر چه توی سطل آشغال پاک بود وعاشق وزلال

 اوباتمام دستمالهای کاغذی فرق داشت

چون که در میان قلب خود دانه های اشک کاشت .

+ نوشته شده در  شنبه 18 مهر1388ساعت 18:50  توسط فرشته اعظمی  | 
آمدنش دور نیست

 وهرلحظه خش خشی می آید

از باغ ظهور

  ومرد آیینه وآفتاب می آید

وماباید خاک کوچه دیدار را آب بپاشیم

واسب ظهور را مهیا کنیم

  وشتاب بگیریم

                    توگردر جهان خودائم نشینی

                    چومهدی (ع)پیشت آید هم نبینی

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 مهر1388ساعت 8:25  توسط فرشته اعظمی  | 
برای عشق زندگیم پدر

***************************

امروز هم گذشت

یک برگ دیگر از تقویم عمرم را پاره میکنم

 امروز هم گذشت

 بامرور خاطرات دیروز

 باغم نبودنت ... وسکوتی سنگین

 ومن شتابان در پی زمان بی هدف فقط میروم ...

فقط میدوم ....

 یاسها هم مثل من خسته اند از خزان وسرما

گویا  گرمی مهرتورامیخواهند

 امروز  به درختان حیاط نگاه میکردم

 همه افسرده وپژمرده اند

 غنچه های باغ هم دیگر بهانه تورامیگیرند

 میان کوچه های تاریک غربت وتنهایی

 صدای قدمهایت را میشنوم

 اماتونیستی

 فقط صدایی مبهم که قو ل داده بودی برایم سیب بیاوری

سیب سرخ خورشید

 سیب سرخ امید

 یادت هست ؟؟؟

رفتی وخورشیددلم راهم باخودت  بردی

 ومن امروز  در این کوچه های تنگ وتاریک تنهایی سرگردانم

 ومنتظر ...

 برگی از زندگیم را ورق میزنم

 امرو زبه پایان  دفترم نزدیکم .

دلم بهانه ات را میگیرد

دلم دلتنگ لحظه های باتوبودن است

امروز آلبومم را ورق میزنم

 به یاد روزهای از دست رفته ای که دیگر هرگز برنمی گردند

 اشک گونه هایم را لحظه ای امان نمیداد

آخر تو همه عشق من بودی

بی تو زندگی را چگونه باید سرکنم

که تکیه گاه زندگیم بودی

بی تو زندگیم بوی خزان گرفت

ومن چقدر غمگینم

کاش میشد یکبار دیگر دستهایی همیشه خسته ات را نوازش میکردم

کاش میشد سرم را روی شانه های گرمت میگذاشتم وساعتها اشک میریختم

اشک از دست دادن تو

دلم حتی برای لباسهایت هم تنگ شده

دلم برا ی نقش رستمی که بربازوانت خال کوبی کرده بودی که سمبل جوانمردای بود هم تنگ شده

کاش میشد آدمها میفهمیدند تا زنده اند قدر هم را بدانند

تا حسرت روزهای از دست رفته را که قدرش را ندانستندهرگز نخورند .

کاش میشد همه می  فهمیدند زندگی اینقدر ارزش ندارد که دل همدیگر را بشکنند

کاش می شد همه می فهمیدند پدر ومادر دوگوهر گرانبها هستند که خداوند برلوح زمین هدیه کرده

کاش میشد همه می فهمیدند که اگر هرکدام از این دو را از دست بدهند هیچ کس نیست که جای آنهارا بگیرد

خدایا خودت نگهدار همه پدرومادر همه باش وسایه شان رااز سرفرزندانشان کم نکن .

آمین یارب العالمین    

+ نوشته شده در  جمعه 17 مهر1388ساعت 8:20  توسط فرشته اعظمی  | 
آغاز ماه مهر

سراغازپیروزی  بهار دانایی بر باطل نادانی

بر فرهنگیان فرهیخته ودانش آموزان پرتوان وتلاشگر

                                    مبارک باد

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 مهر1388ساعت 1:3  توسط فرشته اعظمی  | 
دلم برای پدرم که هنور یک سال از فوتش نگذشته بدجوری تنگ شده بود یک شب خواهر زاده ام در حیاط بازی میکرد نمیدانم چرا احسا س میکردم پدرم هم اونجا حضور داره تا اینکه شب به خوابم آمد  وگفت چرا به فکر درخت زرد آلوی  توی حیاط نیستی نگاش کن داره خشک میشه برو مقداری سم برایش بخر وسمپاشیش کن داره خشک میشه فردا وقتی به درخت زرد آلو نگاه  کردم دیدم که پراز کتیرا ست ودوشاخه اش هم از بس کتیرا زده خشک شده .

حالا هی بگین که اینها که مرده اندخبر از زندگی مازنده ها ندارند خدایا خودت روحشانرا   قرین رحمت خودت قرار بده .

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 شهریور1388ساعت 0:30  توسط فرشته اعظمی  | 
تحقیقا منادی آسمانی به نام حضرت مهدی (ع) ندامیکند هرکس که درشرق وغرب جهان باشد آن ندارامی شنود .

                                     امام حسین (ع)
+ نوشته شده در  دوشنبه 30 شهریور1388ساعت 0:23  توسط فرشته اعظمی  | 
کوله بارت بربند...

شاید این فرصت آخر باشد که به مقصد برسیم ...

                                                         بشناسیم خدارا...

وبفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم!!!

                                 میشود آسان رفت...

 میشود کاری کرد که رضا باشد او...

                        عیدسرشار ازمعنوی فطر

                                              برعاشقان روزه دار مبارک باد .

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 شهریور1388ساعت 0:7  توسط فرشته اعظمی  | 

باید از قصه نوشت

باید از تنهایی گفت

حرفهای زمینی رو به همون بالایی گفت

وقتیکه شب می رسه زمین انگار مرده

تو همون لحظه که باز دنیا خوابش برده

پاشو و یه گوشه بشین پر مهربونی باش

دستتو ببر بالا برو آسمونی باش

یه دعا از ته دل با بال فرشته ها

بفرست به آسمون بالاتر پیش خدا

مگه میشه از خودش تو رو محرومت کنه

برو باهاش حرف بزن

بذار آرومت کنه... 

 


 

 

 

 

 

.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 شهریور1388ساعت 1:38  توسط فرشته اعظمی  | 

خدايا با من قهري ...!!!
بنده ي من نماز شب بخوان که يازده رکعت است...
- خدايا! خستـه ام، نمـيتوانم نيمه شب يازده
رکعت بخوانم!
- بنده ي من! قبل
از خواب اين سه رکعت را بخوان...
- خدايا! سه رکعت زياد است!
- بنده ي من! قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو
- خدايا! من در رختخواب هستم و اگر بلند شوم، خواب از سرم ميپرد!
- بنده ي من! همان جا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله...
- خدايا! هوا سرد است و نمـيتوانم دستانم را از زير پتو بيرون بياورم!
- بنده ي من! در دلت بگو يا الله، ما نماز شب برايت حساب ميکنيم.....
بنده اعتنايي نميکند و مـيخوابد.....
- ملائکه ي من! ببينيد من اين قدر ساده گرفته ام، اما بنده ي من خوابيده است. چيزي به اذان صبح نمانده است، او را بيدار کنيد، دلم برايش تنگ شده است،امشب با من حرف نزده است...
- خداوندا! دو بار او را بيدار کرديم، اما باز هم خوابيد...
- ملائکه ي من! در گوشش بگوييد پروردگارت، منتظر توست...
- پروردگارا! باز هم بيدار نمـيشود!
اذان صبح را مـيگويند، هنگام طلوع آفتاب است...
- اي بنده! بيدار شو، نماز صبحت قضا مـيشود...
خورشيد از مشرق سر برمـي آورد. خداوند رويش را برمـيگرداند.
ملائکه ي من! آيا حق ندارم که با اين بنده قهر کنم؟
واي نه ... !
خداي مهربونم..... با منم قهري.....؟؟!
ولي باز هم خدا من رو مي بخشد ...
و باز هم....

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 شهریور1388ساعت 0:9  توسط فرشته اعظمی  | 
شهر الرمضان

           رمضان ماه بیدار باش دلهای خفته است

خدایا

اشتیاقی که به  به دیدار تو دارد دل من  

                                 دل من داند ومن دانم واندردل من

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 0:52  توسط فرشته اعظمی  | 

 و اما .....

   آقای ما  

                 چه طولانی شد این عطش

                          چه طاقت فرسا شد این دوری

                                           کی میشود که صدای گامهای آمدنت در گوش هستی طنین بینداز

                          در انتظارت هستیم

                          و چقدر چشم انتظاری سخت است

                                                                                                                                                       ما را دریاب

                                                    به نقل از وب سایت فرزانگان کویر

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 0:37  توسط فرشته اعظمی  | 
         دوستان نمی دانم  که آیا تا به حال به تیک تیک ساعت نگاه کرده ایدبه  زمانی که از دست میرود این همه ثانیه  هاودقیقه ها  و ساعتها همینطو رپشت سرهم میآیند ومیروند، روزها وشبها همینطور پشت سرهم ماههاوفصلها وسالها، وعمرما هم همینطور درگذر است .

     هرسال ما نردبانی از عمرمان  را طی میکنیم وسالی به عمرمان اضافه میشود اما سالی به مرگ خود نزدیکتر اما به راستی زاد وتوشه مادر این سفرهای دنیوی چیست ؟

      کسی که سفری را آغاز میکند حتی اگر بخواهد برا ی ساعتی در سینما به سرببرد حداقل کمی تنقلات همراه خود میبرد اما به راستی زاد وتوشه مادراین دنیا برا ی سرای آخرت چیست ؟ آیا تاکنون این سوال رااز خود کرده اید که اگر یک ساعت دیگر فرصت زندگی داشته باشیم چکار باید بکنیم ؟اما خداوند فرصت را هرسال به ما میدهدماه رمضان ها می آیند ومیروند بلکه توشه ای برگیریم برا ی روز مبادا اما واقعا اینکاررامیکنیم یا بی تفاوت از کنارش میگذریم همچون ماهای دیگر!!!

     ترا به خدا کمی فکر کنید به این لحظات نورانی وناب معنوی ُ !!!حیف اگر در شب قدر قدر خودرا نشناسی بیایید در این ماه ببینیم کی هستیم ؟از کجا آمده ایم ؟به کجا میرویم؟ وچه باید بکنیم ؟چه باید ببریم؟ خدایا کمکمان کن در این مهمانی بزرگ که سفره الهی تو پهن است وهرگوشه اش پراز برکت ، مهمان خوبی برایت باشیم که تو خوب میزبانی هستی  واین ماهستیم که نمک میخوریم ونمکدان را میشکنیم الهی وربی من لی غیرک ماکه غیرتوکسی رانداریم قدر لحظه لحظه این شبهای زیبا را به ما بفهمان ومارا از این سفره بابرکت خود ناامید برمگردان که تو رحیمی و کریمی وحلیمی وما بنده فقیری وذلیلی که نفس اماره آنچنان اسیرمان کرده که دلهایمان تیره وتارگشته پس از انوار نورانی خودت بردلهایمان بتابان تا نورجمالت را ببینیم ومارا ناامید از این ماه بابرکت برنگردان . آمین یارب العالمین .

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 0:9  توسط فرشته اعظمی  | 

قرآن مي گه يعقوب براي يوسف گريه كرد...يعقوب مي دونست يوسفش كجاست.مي دونست سالمه...مي دونست و گريه مي كرد....اونوقت ما كه نمي دونيم يوسف فاطمه كجاست ما چقدر بايد گريه كنيم؟؟؟

كي آدرس مهدي(عج) رو بلده؟؟؟؟ بگه..... سخته بر من آقا جون كه همه رو ببينم اما تو رو نبينم.....

گريه هاتون رو براي مهدي(عج) بكنين.اشكاتون رو براي پسر فاطمه بريزيد.اشكاتون رو بيمه ي مهدي كنين،

قرآن داره با مثال يوسف و يعقوب به ما ياد مي ده.....

اگه كسي از من بپرسه از امام حسين(ع) غريب تر   كيه ...مي گم پسر فاطمه...مهدي زهراست....

دليل هم دارم...حسين سيدالشهداست ...درست....حسين مظلومه...درست.......اما حسين يه ابوالفضل داشت...حسين علي اكبر داشت....

كيه  علي اكبر امام زمان....كيه ابوالفضلش؟؟؟؟؟؟؟؟...چه كس رو داره امام زمان....دل به كي خوش كرده..

از پيغمبر تا تولد امام زمان 255 سال طول كشيد تا اول امامت امام زمان 260 سال....

13 تا معصوم مظلوميتشون همه با هم 260 ساله ...اما امام زمان به تنهايي1170 ساله كه غريبه..

 

13ماه رمضون يكي از علما تو جمكران خدمت امام زمان رسيد...

ميگه ديدم چشمهاي حضرت مهدي كوچك شده بود و زير چشماشون گود افتاده بود....گفتم چي شده آقا جون ؟؟؟..چرا اينطوري شدين؟؟؟

گفتند...از بس شيعه ها گناه ميكنن...من از دست شيعه هام به اين روز افتادم....من از ديگر اقليت ها توقع ندارم..من از شيعه هاي خودم توقع دارم....

امام زمان از دست من و تو دلش خونه.....

امام زمان ميگه : هي ميگي يابن الحسن...بعد گناه مي كني...اونوقت من بايد شب تا روز گريه كنم و از خدا براتون طلب مغفرت كنم.....مهدي فاطمه براي ما گريه مي كنه ، ما چرا براي ايشون گريه نكنيم.....

دختري كه با مانتو مياد بيرون و چادر فاطمه رو كنار گذاشته شيعه ي امام زمانه؟؟؟؟؟

يا خانمي كه كه هفت قلم آرايش ميكنه و توي مجالس مختلط شركت ميكنه ؟؟؟اين سيلي به صورت حجه بن الحسن نمي زنه؟؟؟

گريه كنيم براي امام زمان(عج)......تا كي؟؟؟....تا وقتي كه دل امام زمان رو به دست بياريم.......

سفره ها رو ببين.......چند تا سفره پهن مي كنن براي ظهور امام زمان ...و چند تا سفره پهن مي كنن براي خونه و ماشين و شفاي بيمار.........

دختر كوچولوت اسم  تمام خواننده ها و بازيگرا رو مي دونه......

اما اصلا ميدونه اسم امام زمان چيه؟؟؟؟؟

اللهم كن لوليك رو پسرت بلده بخونه؟؟؟؟؟؟

همون جور كه شعر هاي تلويزيون رو دونه به دونه حفظه؟؟؟

اينقدر كه سريال ها رو دنبال مي كني.....و وقتي هم كه نبيني از صد تا مي پرسي كه فيلم چي شد.....شده يه جمعه بگي از امام زمان چه خبر؟؟؟؟؟

مگه ما شيعه نيستيم؟؟؟؟

چرا دلامون رو داديم به دنيا؟؟؟؟چرا دلامون رو خالي كرديم از عشق امام زمان؟؟؟

روايت داريم جووناي خوب آخرالزمان شب با وضو مي خوابند ..رو به قبله مي خوابند....اگه بدونن نمي تونند نماز شب بخونن .... سرشب مي خونن.....با عشق بازي با حجه بن الحسن مي خوابه...

وقتي دستت رو بالا مي كني و مي گي اللهم كن لوليك ...امام زمان (عج) دستاش رو بالا مي گيره و مي گه :

خدايا به اين بنده من هر چي مي خواد بده.....اون براي من دعا مي كنه.......

روضه مي ريم گريه مي كنيم.....عروسي مي ريم ميرقصيم...

با نماز شب خون مي شينينم التماس دعا مي ديم.....اما با عرق خور مي شينيم خوش و بش مي كنيم....

يه جور باش.....امام زماني باش.....چرا زيگزاگي مي ري؟

با ساقي توي دانشگاه رفيقيم......با بسيجي توي دانشگاه هم رفيقيم.....

براي همينه رشد نمي كنيم.....براي همينه چوب مي خوريم. يا زنگيه زنگ ...يا رومي  روم.....

اگه حسين رو قبول داري...پس دم خونه ي يزيد چي كار ميكني....

اينو به خودم هم مي گم....چون منم بعضي وقتا اين اشتباهات رو مرتكب مي شم.....

طفلي امام زمان كه ما شيعه هاشيم....يه كم فكر كنيم.......حيفه به خدا

 

به نقل از وب سایت آلار
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 شهریور1388ساعت 0:13  توسط فرشته اعظمی  | 
 

 

حلول ماه مبارک رمضان بردلهای نورانیتان مبارک باد

ماه رمضان آمد وعطر دعا در فضای کوچه ها پیچید

در این ماه نیلوفر دعا از دستهایتان تابی کران آسمانها پرمیکشند واستجابت دعا دلهایتانرا امیدوار میکند،

پس وجود معنویتان در این ماه پربرکت برسفره الهی

 مبارک با د.                    التماس دعا  

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 شهریور1388ساعت 0:6  توسط فرشته اعظمی  | 
ماه من!
غصه اگر هست بگو تا باشد!
معني خوشبختي ،
بودن اندوه است...!
اين همه غصه و غم ، اين همه شادي و شور
چه بخواهي و چه نه! ميوه يک باغند.
همه را با هم و با عشق بچين...
ولي از ياد مبر
پشت هر کوه بلند
سبزه زاري است پر از ياد خدا!
و در آن باز کسي با صدایی آرام و مطمئن مي خواند

که خدا هست ، خدا هست و چرا غصه ؟ چرا؟؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه 23 مرداد1388ساعت 0:49  توسط فرشته اعظمی  | 

السلام علیک یا بقیه الله...

 

                    میلاد عاشقان است برمومنین مبارک

+ نوشته شده در  جمعه 16 مرداد1388ساعت 14:47  توسط فرشته اعظمی  | 
 

بودنت را باور کرده ایم

تورا "غایب " نامیده اند

آنان که حضورت را باورنمیکنند

اما تو هرروز از کوچه های این حوالی عبور میکنی...

 وما بی آنکه تورابشناسیم تنها حس میکنیم ،

تمام خانه ها لبریز عطری آشناست

 فاصله میان "حضور " و"ظهور " گاهی همین اتفاق شگفت است ،

باحضورتو....در انتظار ظهور تو

                                        هرروز بودنت را باورمیکنیم تاجمعه موعود

 

مهدیا (عج)

بیاوشب هجران مارا سحرکن

+ نوشته شده در  جمعه 16 مرداد1388ساعت 14:35  توسط فرشته اعظمی  | 
 

 نرگس مست غروب جمعه ها ...

ای قبله ی سبز پوش هر آدینه ام

ای نور تونور سبز این کاشانه ام

دیده ام بی تاب دیدارت شده

چشمها غرق تماشایات شده

"میم" تومهر ومحبت را به من آموخته

درس عشق ومهربانی را به من آموخته

  "های" تو هادی این خلق خداست 

سیر روحانی انسان تا خداست

" د" تونقطه دیدار من است  

عطر دیدارومناجات من است

 "یای" تویاس سفید خانه هاست 

نرگس مست غروب جمعه هاست

ایکه جمعه با تومعنا میشود

دیده ام باتو مصطفی می شود

انتظارم را توپایانی ببخش

ایکه دنیا باتومعنا میشود .

                         شعر از صفا : 8/10/ ۸۶
+ نوشته شده در  جمعه 16 مرداد1388ساعت 14:31  توسط فرشته اعظمی  | 
تا به حال آرزو کرده‌ای؟ خونه، ماشین و ...
در گوشه‌هایی از شهر تو، شهر ما، کودکانی هستند که آرزوی چیزهایی را دارند که شاید برای تو بی‌ارزش و دست یافتنی باشد ولی برای آنان تنها رویایی شیرین است.
شاید تو بتوانی این رویا را تحقق بخشی و اشکی که از ذوق برآورده شدن آرزو بر گونه‌های این کودکان ضعیف می‌نشیند را بادستان گرم و پرمحبتت پاک کنی که فقط گل لبخند بر آن چهره معصوم باقی بماند و به آن کودک ثابت کنی که هنوز کسانی هستند که انسانیتشان را باور دارند و از یاد نبرده‌اند
.

طرح کعبه کریمان به پیشنهاد جمعیت مستقل و غیر سیاسی امداد دانشجویی – مردمی امام علی (ع) برای رسیدگی به کودکان جامعه برگزار می‌شود. در این طرح آرزوهای کودکان معلول ذهنی، بیمار، کودکان خیابانی، یتیم، محروم و ... جمع آوری شده و برای برآورده کردن، به دست خیرین می‌رسد.

برای آشنایی بیشتر و همکاری در این طرح، به سایت زیر مراجعه کنید:
www.kabe-kariman.com

+ نوشته شده در  جمعه 2 مرداد1388ساعت 0:44  توسط فرشته اعظمی  | 

سوم شعبان تولد سالار شهیدان اما حسین ( ع

               ویار باوفایش قمربنی هاشم حضرت ابوالفضل

               برهمه عاشقان خاندان عصمت وطهارت مبارک باد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 تیر1388ساعت 0:38  توسط فرشته اعظمی  | 

شبی كه جوشش صد مهر در گریبان داشت

چـــــنین حادثه ای در مشیمه پنهان داشت

زمیــن، به خود ز تب التهاب می لرزید

زمـــان، ز زایـــش نــوری به خویش می پیچید

موكــــــــــلان مشیــــــــت به كـــــــارگاه قدر

شـــــــــدنـــــــد، تا كه ببندند طرح نقش دگر

قضــــــــا گرفت قلم، تا كـــــــه بـر صحیفه نور

ظهــــــــــور نخبه ایجـــــــــــاد را، كند مسطور

ز عــــــــرش زمـــــــــره لاهوتیــان پرده نشین

نظــــــــــاره را بگشودند، دیده ســـــوی زمین

ز شــــــــوق، در رگ شـب خون نور جاری بود

بــــــــر آتشش قــــــــدم از تـــاب بیقراری بود

شبی عجب، كه همه جود بود و فیض و فتوح

شــــــــب شكفتن ایمان، شب گشایش روح

شبــــــــــی كه مطلع انـــــــوار نور سرمد بود

ظهـــور مصلح كل، بعثت محمـّـــدبود
+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 تیر1388ساعت 1:54  توسط فرشته اعظمی  | 
 

 

امروز

چشمهای ما

تنها یک پنجره

و یک روشنایی

به نام نور محمدی را می شناسد .

امروز

 تنها یک آسمان

و یک گل

به نام گل محمدی را می شناسد.

امروز

 تنها به یک شمیم

 و یک عطر

به نام عطر محمدی خو گرفته است

از این روست

 که مقاوم ایستاده ایم

و رو به یک پنجره و آسمان داریم

و در باغچه دستان همه مان

تنها یک گل روییده است.

دریا

ترانه ی تو را می خواند

زمین

 آرزوی پاکی تو را دارد

و من

بر ماسه های ساحل دریا

می نویسم

جهان به مهربانی تو زنده است

یا محمد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 تیر1388ساعت 1:52  توسط فرشته اعظمی  | 
کعبه را امشب خدا آئینه بندان میکند

 خانه خود رازنور خود چراغان میکند

  میزبان ومیهمان اینجا یکی باشد مگر

 خویشتن رادر حریم خویش ممهمان میکند

 روز میلا  علی آمد که ذات کردگار

 رحمت بی منتهایش را نمایان میکند

 قدر این میلاد  و مولود آنقدر باشد  که حق

 جمله موجودات رامشمول احسان میکند

 ای ابوطالب به پای همسر خودجان بریز

 زآنکه تقدیم حضورت بهتراز جان مکند

  خود به پاس احترامی کز محمد داشتی

 خدمتت را حق به این فرزند جبران میکند

 این علی برآرزوهایت تجسم میدهد

این علی تبلیغ حق تبلیغ قرآن میکند .

             **************************************

شکر نعمت کنم از لطف خدای توعلی

 چون مرا داده سعادت به ولای توعلی

از ازل مهر تو باآب وگلم گشت عجین

زین سبب ذکر لبم گشته ثنای توعلی

 تازمادر متولد شدم ای راحت جان

جان من گشت مصفا به صفای توعلی

 شیرمادر به تولای تومینوشیدم

 ای همه هستی من باد فدای تو علی

 هرکه بالد به کسی من بتومیبالم وبس

 من کیم خلق جهان جمله گدای توعلی

 بی ولای تونماز است زهرکس باطل

 مهر تایید نماز است رضای توعلی

 مولدت باد مبارک به همه کون ومکان

زآنکه فرخنده جهان شد زلقای توعلی

        ****************************

در محفل مامهر ووفا موج زند

 یاد نجف وکرب وبلا موج زند

این بزم چو یادآور میلاد علی است

در هر طرفی نور خدا موج زند  

+ نوشته شده در  شنبه 13 تیر1388ساعت 1:38  توسط فرشته اعظمی  |